الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
312
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
با على گفتا يكى در رهگذار * از چه باشد جامه تو وصله دار تو اميرى و شهىّ و سرورى * از تمام رادمردان برترى هستى ما جملگى از هست تست * اختيار عالمى در دست تست اى امير تيز رأى و تيزهوش * جامهاى چون جامه شاهان بپوش از چه باشد اى جهانى را پناه * جامه صد وصله در اندام شاه گفت صاحب جامه را بين جامه چيست * ديد بايد در درون خانه كيست جامه زيبا نمىآيد ، به كار * حرفى از معنى اگر دارى بيار اهل سيرت را به صورت كار نيست * جامه گر صد وصله دارد عار نيست كار ما در راه حق كوشيدن است * جامه زهد و ورع پوشيدن است زهد باشد زينت پرهيزگار * زينت دنيا به دنيا وگذار « 1 » * * * زهد مقدس اردبيلى مرحوم محمدنبى تويسركانى صاحب لئالى الاخبار گويد : « موثقترين استاد بزرگوار من مرحوم ملّا محسن تويسركانى ( رحمه الله ) نقل كرده كه مرحوم مقدس اردبيلى در ابتداى تحصيل در حجرهاى به طور منفرد زندگى مىكرد ، يكى از طلاب از او خواست تا با او در آن حجره باشد ، وى قبول نكرد ، بالاخره با اصرار فراوان به طور مشروط قبول كرد ، كه نبايد كسى بر حالات وى ( يعنى مقدس اردبيلى ) مطلّع شود . آن طلبه قبول كرد ، و مدتى نزد او بود ، تا اين كه زندگى بر آنها سخت شد ، به طورى كه قادر به تهيه كمترين غذا براى خود نبودند ، كمكم آثار گرسنگى و سختى در چهره آن طلبه ظاهر شد ، و ضعف بر او غلبه گرديد مردى او را ديد و از حال او استفسار كرد ، و او كتمان كرد تا اين كه با اصرار و التماس حال خود و مقدس را گفت ، آن مرد
--> ( 1 ) . عرفان اسلامى ، جلد 2 ، صفحه 106 . .